mano u 14
ramzesho0 ham fek ko0nam bedone
yani fek kone mifahme;)
nafahmidam bege ta besh begam:X
ادامه مطلب
تیک تاک ساعت فریاد مرگ ثانیه هاست
ramzesho0 ham fek ko0nam bedone
yani fek kone mifahme;)
nafahmidam bege ta besh begam:X
_1
_2
_3
_4
_hop
_6
_7
_8
_9
_10
_بااااااااااااااختی
_ااااا قبول نیس داشتم میگفتم
_اون عقب چه خبره؟؟
_خانوم جواب اخرش که این نمیشه!!!!!!
_من لواشک میخواااااام
_بچه ها خفه شید تا بعد از جزوه واستون جک بگم
_خیلی بی ادبید کلاس شما به همه چی میبره جز کلاااس(معلم گرامی دیگه به لبش رسیده بود)
_حوصلمون سر رف بیاین موشک بازی
_وووووووووووووویژژژژ (افتاد جلوی پای معلم)
_برید بیرون(اااااااه دوباره این زر زد)
_ن میگه: خوبه که میریم هوا خوری
_2ثانیه بعد
_خااااااااااااانوم هنگ کردیم دیگه مغزمون نمیکشه بسه دیگه
_مگه شما اصلا گوشم کردین؟
_ررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررینگ
_ههه زنگ خورد بچه ها همگی سر جای همیشگی
_یاسی با اون هیکلت نیفت روی پام بخدا استخوان واسم نذاشتی
_خفه شو من همش چربی هستم
_بچه ها بیاین زنگ اخر جیم بزنیم(1امر خیلی عادی در کلاس ما)
_ نه بابا (بوووووووووووق)پدرمونو در میاره یادتون رفته اون دفعه؟؟!!
_ولی اون دفه بسی happy شدیم
_بچه ها کی گوشی همراشه یکم بخندیم؟؟
_من
_فرووووووووووووووووووغ بدو بدو بیا تو خندت نمیگیره صداتم خوشگله بیا بریم شبکه رادیویی
_بچه ها نخندینااا ضایع میشیم
_بووووووووق بوووووووووق
_الو
_سلا از شبکه ی (بیبببب) مزاحمتون میشم شما توی قرعه کشی مسابقه ی ما برنده شدین امادگی جواب دادن سوالا رو دارید؟
_(پسره باورش شده خفن خودشو جمع و جور میکنه) بله بفرمایید
_خب سوال اول مستقیم کدوم طرفه؟؟(قهقه ی بچه ها می ره هوا)
_پسره در حالت هنگ
_خب سوال دوم اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟
_(میفهمه سر کاره)قطع میکنه
_روحیمون بسی شاد شد
_(سرکلاس) زهرا بخدا سر جلسه رفتی اون طرف رفتی نرفتی خودت میدونیاااا
_(امتحان به خوبی تموم میشه با گرفتن چند تا برگه ی تقلب)
_( بعد از تعطیل شدن)
_همه روی پله ی خونه ی اقای زیادی خوشحال که چند باز کلی الکی زنگ خونشو زدیم وایمیسیم
_م میاد
_هیس هیس جیغ جیغ نکنین تا 1کم بخندیم
_(4-5 تا پسر بخت برگشته دارن رد میشن)
_م با صدای بلنددددد: بچچچچچچچچچچچچچه هااااااا دیدین اون که کفشش ابی بود زیپ شلوارش باز بود؟؟
_(همه با صدایی بلند میخندیم)
_پسرا همشون نگاشون به زیپشونه
_یلدا میگه اینا که هیچکدومشون کفششون ابی نبود
_یکی از پسرا 1چیزی میگه ک نمی فهمیم.......
...........ادامه دارد.............
"> ">
زمین اون گل
رو دست سرنوشت داد و سرنوشت اون گل
رو تو قلب من کاشت تا باغچه خالی قلبم جای یک گل
باشه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عزیزم ایشالله ۱۲۰ ساله باشی
ارزویی جز موفقیت و خوشبختیت ندارم![]()
به بهانه ی ۳ شهریور ۱۳۷۳ شاخه گل
یاس سپید تقدیمت میکنم و روی هر
گلبرگش مینویسم تولدت هزار بار مبارک
میدونم الان تو دلت داری بهم فحش میدی
که چرا زنگ نزدم الان ساعت ۲:۲۷ هست
و تو ۱۰ دقیقه پیش به من گفتی که زنگ
بزنم و احتمالا وقتی دیدی تلفن اشغال
هست دیگه تو دلت فحش ندادی بلند بلند
عزیزم ایشالله هرجای که هستی و هر
خودم کلی زحمت کشیدم تا فهمیدم چی نوشته
هر وقت من یک کار خوب میکنم مامانم به من میگوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب میگیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب میکرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود، چون بابایمان همیشه میگوید مشکلات انسان را آدم میکند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم میخوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم میگوید این ساناز از تو بیشتر هالیش میشود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدمهای بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدمهای کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمیخواهد و دایی مختار هم از زندان در میآید.
من تا حالا کلی سکه جم کردهام و میخواهم همان اول قلکم را بشکنم و همهاش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمیکند. همین خرجهای ازافی باعث میشود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دایی مختار میگفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کردهایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم.هم ارزان تر است، هم خوشمزه تراست تازه وقتی میخوری خش خش هم میکند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور میشود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم میخواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی میترسید. ساناز هم از زیر زمینی میترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست.آدم وقتی قهر میکند بعد آشتی میکند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند بعد خانومش میرود دادگاه شکایت میکند بعد میآیند دایی مختار را میبرند زندان! البته زندان آدم را مرد میکند.عزدواج هم آدم را مرد میکند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!
حالا 1اهنگ از hoosbatank میزارم که خیلی خیلی نایس هس(2باره فارسی و انگلیسی مخلوط شد)
I'm not a perfect person
There's many things I wish I didn't do
But I continue learning
I never meant to do those things to you
And so I have to say before I go
That I just want you to know
I've found out a reason for me
To change who I used to be
A reason to start over new
and the reason is you
I'm sorry that I hurt you
It's something I must live with everyday
And all the pain I put you through
I wish that I could take it all away
And be the one who catches all your tears
Thats why i need you to hear
I've found out a reason for me
To change who I used to be
A reason to start over new
and the reason is You
and the reason is You [x3]
I'm not a perfect person
I never meant to do those things to you
And so I have to say before I go
That I just want you to know
I've found out a reason for me
To change who I used to be
A reason to start over new
and the reason is you
I've found a reason to show
A side of me you didn't know
A reason for all that I do
And the reason is you
hosbatank >>link vase dl
من که باورم نمیشه
!!اخه رنگ و بوی هر سال و نداره امسال داره بی صدا میاد
هــــــــــــــیس ....یه لحظه گوش کن میشنوی؟؟؟؟ صدای پاشو میگم
دلم براش تنگ میشه........ننه سرما رو میگم اخه اونم داره همرای برف و بارون میره..خودش بهم گفت دارم میرم![]()
پس بهار جونم کجاست؟؟؟؟چرا انقدر دیر کـــــــــرد؟؟؟
دیروز پستچی اومده بود
دوباره نامه داشت...از اون نامه های بهاری
اسم بهار جونم روی نامه بود
...تمبرشم یه گلبرگ گل بود ![]()
یه لحظه بهار و باور کردم
بهار کجاست؟؟کنارمن؟شاید از ناکجاآباد میاد!!!دیار سهراب و میگم همون جایی که وسط میدانش یه حوض پر از ماهی گلی داره،همون جایی که الان درختاش شکوفه دارن و همه ی آبادی سرسبزه چه باصفا ،خوش به حال سهراب
امروز نم نم بارون بهاری زد،بهار همه جوره داره بهم میگه دارم میام ولی چرا گنجشکای خونه اشیانه نو هنوز ندارن؟؟؟چرا درختا هنوز رخت نو تنشون نکردن؟؟؟بهار توی نامه گفته بود به من فکر کن،من کنارتم
امروز با فکر بهار بیدار شدم
سهراب راست میگفت چشم هارا بایـــــــد شــــــــــــست ، امروز درختا رخت نو تنشون کردن گنجشکا لانه نو داشتن
اگه بهاری فکر کنی
بهار اینجاست
اگه قهر کنین این جوری میشه
وااای کلی دلم واستون تنگیده بود گفتم بیام آپ کنم![]()
همش به اقا پسرا گیر میدادیم هـــــــــــــــــی شعار دادیم![]()
بعد این شکلی شدیم
بهم گفتن زشته نامردیه در مورد این
(دخترا)هم بنویس....ما هم که حرف گوش کن گفتیم به چشم
ولی زشته هــــــــــــــــــــی حرف پشت سر هم بزنیم
دخترا
اقا پســــــرا هم
مـــــــــــــــنم ![]()
افرین افرین ولی از اونجایی که اگه همه مهربون بشن کار و کاسبی وب ما کساد میشه همون بهتر این جوری بمونین ![]()
بریـــــــــم سره کاره خودمون
لطفا بعد از خواندن این مطلب دختر خانوما فحش نثار من نکنن
قصد جونمو نکنن
نگن خاک بر سرت نا سلامتی دختری و از این حرفا دخترای خوبی باشن
یه کم تفکر کنن بعد هم هیچی نگن
خب حالا با اجــــــــــــــــازه:
- روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه
. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.![]()
2- روش یاهو مسنجری:![]()
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی
هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!![]()
3-روش بچه خر خونی:![]()
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!
4-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش
می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.
5-روش مذهبی خفن:![]()
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا
6-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!
7-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟![]()
8-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیست پات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.![]()
9-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی!
اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.
10-روش شهرستانی:![]()
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنوه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!![]()
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.![]()
ببخشید یه روز زودتر آپ کردم
تولد تولد تولدت مبارک
داداشــــــــــــــــــــــــــی تولــــــــــــــــــــدت مبارک
قالب قبلیمو عوض کردم آخه دیوونم کرده بودچون ساناز بنفش دوست داشت مجبور شدم رنگ قالبو بنفش انتخاب کنم![]()
این آپم نه شعره نه داستان ....مطلب جالبیه اگه تا آخر بخونینش![]()
سیر تکامل آقا پسرها
سن 14 سالگی : تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی![]()
سن 15 سالگی : یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون می یاد
سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن
... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن
سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن
سن 18 سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن
... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن ... ابی گوش میدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست می خورن
...ستار گوش میدن که نفهمن چی شده![]()
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن![]()
سن 22 سالگی : نه می فهمن که زندگی همش عشقه
... دنبال یه آدم حسابی می گردن
سن 23 سالگی : یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن
... دیدشون عوض می شه
سن 24 سالگی : نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت![]()
سن 25 سالگی : عشق سیخی چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست![]()
سن 26 سالگی : این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم
... افتخار میدین غلامتون باشم ؟![]()
سن 27 سالگی : آخیش![]()
سن 28 سالگی : کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم![]()


"
">
che niCe!!!love it

">
and for the end:::h
">
نفس عمیق کشیدم و دسته گل رو با لطیف ترین حالتی که می شد توی دستام نگه داشتم
هنوز یه ربع به اومدنش مونده بود
نمی دونستم چرا اینقدر هیجان زده ام
به همه لبخند می زدم
آدمای دور و بر در حالی که لبخندمو با یه لبخند دیگه جواب می دادن درگوش هم پچ پچ می کردنو و دوباره می خندیدن
اصلا برام مهم نبود
من همتونو دوست دارم
همه چیز به نظرم قشنگ و دوست داشتنی بود
دسته گل رو به طرف صورتم آوردم و دوباره نفس عمیق کشیدم
چه احساس خوبیه احساس دوست داشتن
به این فکر کردم که وقتی اون از راه برسه چقدر همه آدما به من و اون حسودی می کنن
و این حس وسعت لبخندمو بیشتر کرد
تصمیم خودمو گرفته بودم , امروز بهش می گم , یعنی باید بهش بگم
ساعتمو نگاه کردم : هنوز ده دقیقه مونده بود
بیچاره من , نه, بیچاره به آدمای بدبخت می گن ... من با داشتن اون یه خوشبخت تموم عیارم
به روزای آینده فکر می کردم , روزایی که من و اون
دو نفری , دست توی دست هم توی آسمون راه می رفتیم
قبلا تنهایی رو به همه چیز ترجیح می دادم ولی حالا حتی از تصور تنهایی وقتی اون هست متنفر بودم .
من و اون , می تونیم دو تا بچه داشته باشیم
اولیش دختر ... اسمشم مثلا نگار .. یا مهتاب
مثل دیوونه ها لبخند می زدم , اونم کنار یه خیابون پر رفت و آمد ... ولی دیوونه بودن برای با اون بودن عیبی نداره
خب دخترمون شبیه کدوممون باشه بهتره ... شبیه اون باشه خیلی بهتره اونوقت دوتا عشق دارم
دومین بچه مون پسر باشه خوبه ... اسمشم ... اهه من چقدر خودخواهم
یه نفری دارم واسه بچه هامون اسم می ذارم ... خب اونم باید نظر بده
ولی به نظر من اسم سپهر یا امید یا سینا قشنگتر از اسمای دیگه اس
دوس دارم پسرمون شبیه خودم باشه
یه مرد واقعی ...
به خودم اومدم , دو دقیقه به اومدنش مونده بود
دیگه بلااستثنا همه نگاهم می کردن , شاید ته دلشون می گفتن بیچاره ... اول جوونی خل شده حیوونکی
گور بابای همه , فقط اون ,
بعد از دو ماه آشنایی دیگه هیچی بین ما مبهم و گنگ نبود
دیوونه وار بهش عشق می ورزیدم و اونم همینطور
مطمئن بودم که وقتی بهش پیشنهاد ازدواج بدم ذوق می کنه و می پره توی بغلم
ولی خب اینجا برای مطرح کردن این پیشنهاد خیلی شلوغ بود
باید می بردمش یه جای خلوت
خدای من ... چقدر حالم خوبه امروز ,
وای , چه روزایی خوبی می تونیم کنار هم بسازیم , روزای پر از عشق , لبخند و آرامش
عشق همه خوبیا رو با هم داره , آرامش , امنیت , شادی و مهم تر از همه امید به زندگی .
بیا دیگه پرنده خوشگل من ..
امتداد نگاهم از بین آدمای سرگردون توی پیاده رو خودشو رسوند به چشمای اون .
خودش بود ... با همون لبخند دیوونه کنندش و نگاه مهربونش
از همون دور با نگاهش سلام می کرد
بلند گفتم : - سلاممممم ...
چند نفر برگشتن و نگاهم کردن وزیر لب غرولند کردن .... هه , نمی دونستن که .
توی دلم یه نفر می خوند :
گل کو , گلاب کو , اون تنگ شراب کو ,
گل کو , شیشه گلاب کو , شیشه گلاب کو, کو , کو
آخه عزیزترین عزیزا , خوب ترین خوبا... مهمونه ... حس می کنم که دنیا مال منه ...خب آره دیگه دنیا مال من می شه ...
برام دست تکون داد
من دستمو تکون دادم و همراه دستم همه تنم تکون خورد .
- سلام .

بقیه رو توی ادامه ی مطلب بخونید
منم تصمیم گرفتم که این دفعه یه وب گروهی بزنم![]()
![]()
یه اشتباه کوچولو هم شد همه ی پیوندام پاک شد از دوستای گلم می خوام ادرس وب هاشون رو بنویسن![]()
![]()
